
بسم الله الرّحمن الرّحيم
سالهاي اول زندگي حضرت مهدي (عج الله تعالي شريف) گذشت تا اينکه به سال 260 هجري در سن پنج سالگي پدر عزيزش را از دست داد .
در پي اين حادثه غم انگيز، امامت و رهبري شيعيان به آن حضرت انتقال يافت . حضرت در آن زمان از کمالات و دانشهاي الهي همان را داشت که ديگر امامان داشتند و اين مقام و منزلتي بود که خداي تعالي به حضرت عنايت فرمود . .
حضرت مهدي (عليه السلام) به دور از ديده مردم مي زيست و با افراد اندکي معاشرت داشت . جعفر، عموي آن حضرت با استفاده از اين مسئله به دروغ خود را جانشين و وارث حضرت عسگري (عليه السلام) معرفي کرد و به همين علت است که او را کذاب لقب داده اند .
ابوالاديان ، از خادمان امام حسن عسگري (عليه السلام) در ان مورد مي گود: صداي شيون از منزل امام حسن عسگري (عليه السلام) بلند بود و جعفر بن علي برادر آن حضرت را نيز ديدم که بر در خانه نشسته بود و شيعيان نيزاو را تسليت وتبريک مي گفتند(تسليت براي رحلت برادر وتبريک براي جانشيني) با خود گفتم که اگر اين شخص امام باشد امامت از بين مي رود! زيرا من پيشتر او راميشناختم، شراب مي خورد و قمار مي باخت و تنبور مي نواخت . در اين حال عقيد خادم بيرون آمد و به جعفر گفت : آقاي من ! برادرت را کفن کردند برخيز و بر او نماز گزار.
جعفر و شيعيان همراه وي داخل شدند . چون در خانه جاي گرفتيم ديديم که پيکر حضرت عسگري صلوات الله عليه را کفن کرده برروي تابوتي نهاده اند . جعفر پيش ايستاد که بر برادر نماز گزارد. چون خواست که تکبير گويد ناگاه کودکي گندمگون پيچيده موي و گشاده دندان بيرون آمد و رداي جعفر را کشيد و گفت:اي عمو! پس بايست که من سزاوارترم به نماز برپدرم.
جعفر که رنگ از چهره اش پريده بود عقب رفت و آن کودک پيش ايستاد و بر پدر نماز خواند.ادامه مطلب...